تحریف کتاب «زبان ترکی در ایران» کسروی از ترجمه پروفسور ایوان سیگل

نشانی مقاله ی کامل

Հեղինակ : دکتر علی دوستزاده

یکی از پان‌ترکیستها در یک فروم ضدایرانی یک مقاله‌ای از احمد کسروی را درج کرد که در آن بریدگی و تحریف آشکار دیده میشود. مقاله‌ی تحریف شده‌ی پان‌ترکیستی را پیوست با ترجمه‌ی صحیح ان از یک محقق آمریکایی قرار دادیم.

مقاله را یک محقق آمریکایی به نام پروفسور ایوان سیگل (استاد دانشگاه آمریکا در ریاضی و همچنین خاورمیانه‌شناس برجسته) ترجمه کرده است.

مقاله‌ی ترجمه‌ی انگلیسی در اینجا هست:

www.oocities.com/evan_j_siegel/IranTurk/IranTurk.html

و در یک فصل‌نامه‌ی جمهوری آذربایجان آن مقاله چاپ شده است:

This article was originally published in the The Journal of Azerbaijani Studies (vol. 1, no. 2, 1998).

حالا یک بررسی در رابطه با بریدگی‌های ترجمه‌ی تحریف‌گرانه و ترجمه‌ی محقق آمریکایی انجام دهیم:

در ترجمه‌ی تحریف‌گر آمده است:

در میان روستاهائی كه عادتاً فارسی صحبت میكنند، اكثر شهرها مانند تهران، شیراز، قزوین و همدان با روستاها یا ایلات تركی زبان احاطه شده اند

اما در ترجمه‌ی انگلیسی، این نکته آمده است:

the villages in which the inhabitants speak Persian, one sees villages in which the people speak Turkish, եւ many Persian cities, such as Tehran or Shiraz or Qazvin or Hamadan, are surrounded on all sides by Turkish villages or tribes

این نشانگر یک تحریف واضح است. ترجمه‌گر پانترکیست نخواسته ذکر کند که کسروی شهرهای قزوین و همدان را پارسی‌زبان خوانده است. برای همین “پارسی‌زبان” را از صفت این شهرها حذف کرده است و این اولین نمونه آشکار مغرض بودن مترجم پان‌ترکیست است.

در مقاله‌ی پان‌ترکیستی، بدبینی مردم آذربایجان نسبت به زبان ترکی نیامده است. در حالیکه کسروی میگوید:

As for the Iranians, even those who speak Turkish claim that it is a foreign language which had penetrated their country during times of Turkish and Mongol rule and had spread and become popular at sword-point.

یعنی کسروی میگوید:

«اما در رابطه با ایرانیان، حتی آنهایی که ترک‌زبان هستند، بر این باور هستند که این زبان در دوران مغولان/ترکان آمده است و بزور شمشیر آنها گسترش یافته است»

این دیدگاه بدبینی نسبت به زبان ترکی پس حاصل اندیشه‌های پهلوی نبوده است، بلکه بقول کسروی، بسیاری از ترکزبانان ایران، زبان ترکی را یک زبان تحمیلی و حاصل حملات اتراک و مغولان میدانستند. اما مترجم تحریف‌گر، از خیر این موضوع گذشت، زیرا آنها میخواهنند این دیدگاه منفی به زبان ترکی را از دوران پهلوی‌ها بدانند و نه قاجارها.

اما بزرگترین دروغ مترجم تحریف‌گر، شاید این بوده است که کسروی در این مقاله، نظر مخالفی با “آذری یا زبان باستان” در مورد ماهیت زبان پیشین آذربایجان داده است.

در حالیکه کسروی به طور واضح در مورد مادها میگوید:

Similarly, we do not claim that Azerbaijan has been a cradle of Turkish since ancient times; indeed, the Medes who had lived in Azerbaijan and Hamadan and `Eraq thousands of years before them were not Turks, as claimed by some extremist Turkish leaders. Such a claim is nothing but a falsification of history.

کسروی به صراحت مادها را غیر ترک میداند. در آن دوران، کم و بیش همه مادها را یک قوم ایرانی میدانستند و امروز این نظریه صد در صد در منابع علمی جهان به ثبت رسیده است. در حالیکه کسروی به طور واضح در مورد مادها میگوید که آنها ترک نبودند، اما مترجم پان‌ترکیست از خیر ترجمه‌ی این جمله کلیدی در مورد مادها گذشته است. پس همینجا کافی است بدانیم که زبان اصلی آذربایجان، ترکی نبوده است و یک زبان ایرانی بوده است، زیرا مادها در نظر محققان، یک قوم ایرانی حساب میشند.

کسروی نیز سپس به مهاجرت ترکان در زمان اسلامی به ایران اشاره میکند (باز اینجا همنظر کتاب خود آذری یا زبان باستان آذربایجان) و البته این نکته در تاریخ امروز بدیهی است:

We do not claim that the people of Azerbaijan or all speakers of Turkish in Iran are pure Turks like their brothers among the Turks of Turkestan; this is put the lie to by the plain senses. Similarly, we do not claim that Azerbaijan has been a cradle of Turkish since ancient times; indeed, the Medes who had lived in Azerbaijan and Hamadan and `Eraq thousands of years before them were not Turks, as claimed by some extremist Turkish leaders.

در اینجا نیز به صراحت زبان ترکی را پس از اسلام میداند که مردمان آذربایجان آن را در دراز مدت انتخاب کردند:

rather, it was for the native population who were subjected to their rule and mingled with them to be assimilated into them and see their language turkified and changed to Turkish, and not the other way around.

پس اینجا بومیان آذربایجان را جدا از ترکان میداند و میگوید که این بومیان آذربایجان بودند که زیر تسلط ترکان، ناچار در آنها آسیمیله شدند و زبانشان به ترکی تغییر یافت.

در اینجا نیز به صراحت وارد شدن زبان ترکی را بخاطر سلجوقیان و هلاکو و تیموریان از آسیایه‌میانه (ترکستان) میداند:

But the issue is not so enigmatic if it is examined fairly and free of prejudice, for Iran borders on the steppes of Turkestan, crowded with roving Turkish tribes, herders of horses and livestock. Their places of settlement, situated between those steppes and Transoxiana and Asia Minor, were known since ancient times for the land’s lushness and the abundance of plants and pasturage and a plenitude of gardens and widespread lushness. Indeed, in the earliest times and before these times, it had been a refuge for these tribes. They took refuge there when they had been defeated by the enemy and they beat a broad path to Transoxiana and Syria or to any region they pleased when they became hard-pressed in their deserts or there was a shortage of pasturage or herbage. The deeds of Hulagu Khan and his descendants and Amir Timarlang and his, as well as the Seljuks, including their overrunning of Iran and their dividing between themselves the lands beyond were no different than those of their ancestors in prehistoric times. Iran did not have a wall like China did to restrain or block them; they burst through her borders along with their children and women and horses and livestock, and divided up the length and breadth of the land in search of safety and pasture.

خلاصه این نظرهای کسروی هیچ تناقضی با کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان او ندارد، زیرا:

1) زبان مادی (یعنی زبان ایرانی) را ترکی نمیداند و در آن دوران عموم دانشمندان نیز زبان مادی را ایرانی میدانستند (و امروز این نظر صد در صد دانشمندان ایران‌شناس است). پس زبان ترکی ، زبان ایرانی را از آذربایجان رانده است. چیزی که کسروی در کتاب آذری خود نیز ثابت کرده است و در این مقاله نیز بومیان آذربایجان را غیرترک میداند.

2) در این کتاب، زبان ترکی را از ترکستان میداند و نه از بین النهرین و ایلام و غیره (مانند پان‌ترکیستهای امروزی) و امدن زبان ترکی را در دوران سلجوقیان، هلاک، تیموریان،قرایقویونلو و فیره میداند.

3) در این کتاب به طور واضح ، نظر کسروی اینست که ترک‌زبانان آذربایجان برخلاف ترکان ترکستان، از تبار خالص ترکان نیست. اما باز مقاله‌ی تحریف‌گرانه این جمله را حذف کرده است.

چند نکته‌ی دیگر، کسروی در این مقاله میگوید که زبان ترکی آذربایجانی، دارنده سنت ادبی قدیم و قوی نیست و میگوید که حتی در تبریز، زبان فارسی در دوران مشروطه زبان حاکم ادبی بوده است و نشریات زبان ترکی نسبت به فارسی ناچیز بودند و این سه نشریه ترکی، همگی بجز چاپ کمتر از تعداد انگشت‌شمار جلد، دوام نیاوردند.

During the 1905 Constitutionalist revolution, over thirty magazines were founded and published in Tabriz and the other cities of Azerbaijan, but only three of them were written in Turkish, and none of them came out except for a few issues, no more than you could count on your fingers.

اما مترجم پان‌ترکیست، این بخش را ترجمه نکرد!

کسروی در این مقاله به طور واضح، زبان ادبی آذربایجان را همان فارسی میداند و زبان ترکی را غیرادبی:

Turkish in Iran is a spoken and not, as we have indicated above, a literary language.

تنها دوبخش این مقاله بود که مورد سوءاستفاده‌ی پانترکیستها قرار گرفت:

1) کسروی یکجا اغلب ترکزبانان را بازمانده مهاجران از ترکستان (آسیایه میانه) میدانسته است. در جای دیگر آمیختگی از هر دو طرف بین ایرانیان و ترکان را انکار نمیکند و جای دیگر میگوید که بومیان را ترکان تسحیل کردند و جای دیگر میگوید که این ترکزبانان آذربایجان همانند ترکان ترکستان (آسیایه میانه) خالص نیستند.

در حالیکه دانشمندان ایراندوست بیشتر ترکزبانان ایران را بازمانده ایرانیان پیشین میدانند. اما از دوران کسروی بسیار گذشته است. نظر ولادمیر مینورسکی و فرای هم همین است که ترکزبانان ایران، اغلب بازماندگان بومیان ایرانی‌زبان پیشین هستند. امروز این بحث را میتواند با د-ن-ا برای همیشه پایان داد.

البته این نباید تهمت به نژادپرستی شود (چیزی که قومگرایان میگویند هرزمان بحث د-ن-ا میاید). د-ن-ا یک بحث علمی است و کسروی هم اگر زنده بود، امروز با چنین روشی دنبال حل این مسئله(تاثیر نفود ژن ترکی در ایران) میبود. یعنی یکی میتواند حتی از تبار ایرانی باشد و خود را ترک بداند یا برعکس. اما با د-ن-ا، میتوان دانست که نفوذ ژنهایی که از ترکستان به ایران آمدند، در میان مردمان ایران (چه ترک‌زبان و چه ایرانی‌زبان) چقدر است.

2)

یک نکته‌ی دیگر نیز هست که کسروی برخی از ویژگی‌های دستور زبان ترکی را میشمرد که در فارسی و تازی نیست. اما برای نمونه میتوان گفت که فارسی برخلاف ترکی در واژه‌سازی میانوند/پیشوند و پسوند دارد در حالیکه ترکی تنها از پسوند استفاده میکند. یا برای نمونه عربی معرفه دارد که در ترکی یا فارسی نیست. در مورد ادعاهای پان‌ترکیستها در رابطه با زبان پارسی، بنگرید به:

http://azargoshnasp.net/Pasokhbehanirani/ZabanParsipanTurkistha.htm

3) در مورد آمار جمعیت ایران، کسروی میگوید آماری وجود ندارد. جایی تخمین میزند که تعداد ترکزبانان با جمعیت آن دوران ایران (شاید هشت ملیون نفر) شاید بیشتر بوده است. اما در نهایت اقرار میکند که:

We have decided, as we have said, to explain nothing except what can be explained with Arabic numerals, and estimations and speculation are absolutely unsatisfactory

یا:

ما تصمیم گرفته ایم (همانطوری كه گفته ایم) چیزی را نخواهیم گفت مگر این كه با اعداد عربی قابل بیان باشد، و تخمین و خیال به طور مطلق قانع كننده نیست

 

اما باز در این مورد، آمارهایی از روسها وجود دارد از سال 1890 با بررسی دقیق، که از جمعیت شش ملیونی ایران، حدود یک ملیون نفر را تاتار(ترکزبانان) میخوانند.

در این راستا، میتوان به چند کتاب اشاره کرد که حدود ترک‌زبانان آن دوران را اقلیت میدانستند:

Persian question, by the Hon. George N. Curzon, 2 v. illus., plates, ports., maps (1 fold.) 23 cm., London, New York, Longmans, Green & co., 1892.). Based on the Russian scholar Zolatoraf who used official Iranian documents in 1888, the population of Iran was recorded as six million people, half of these were Persian, 1 million Turk/Tatar (the name Azeri was a recent designation and in the 19th century, the term Turk/Tatar was used for the speakers of this language), Lurs 780,000, Kurds 600,000, Arabs, 300,000, Turkmans 320,000. And the rest were Armenians, Assyrians and other groups. Large number of Assyrian Christians actually existed in Iran before they were massacred by the pan-Turkist young Turk government invasion of Western Iran during WWI.

ترجمه: جورج ان کورزون، در کتاب دو جلدیش (انتشار درسال 1892) آمار جمعیت ایران، از زولوتارف روسی که خود در سال 1888 میلادی از آمار رسمی یا غیر رسمی دولتی گرفته است، ارقام زیر را ارائه می دهد:
در ایران فارسی‌زبانان ایرانی سه میلیون، ترک‌ و تاتار(لقبی که خاورشناسان و روسها برای ترک‌زبانان بکار میبردند)، یک میلیون، لرها هفتصذ وهشتاد هزار، کردها ششصدهزار، عربها سیصدهزار، ترکمنها سیصدوبیست هزار که جمعا رقمی حدود شش میلیون.

این کتاب به طور رایگان قابل دانلود است:

http://books.google.com/books?id=9c0oAAAAYAAJ&dq=PERSIAN+AND+THE+PERSIAN+QUESTION&q=lurs#v=snippet&q=lurs&f=false

و آمار در صفحه 494 امده است.

 

همچنین کتاب دیگریست به نام:

United States. Immigration Commission (1907-1910), William Paul Dillingham

http://books.google.com/books?id=NbgoAAAAYAAJ&pg=PA173&dq=The+Persian+race+or+people+is+quite+different+from+the+Persian+nationality.++Iranic+languages&hl=en&ei=-avhTPuXKsGblgeR2_2TCg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CCUQ6AEwAA#v=onepage&q&f=false

در این کتاب حدود گویشوران زبان فارسی را دو سوم جمعیت ایران شمرده است:

http://books.google.com/books?id=NbgoAAAAYAAJ&pg=PA173&dq=The+Persian+race+or+people+is+quite+different+from+the+Persian+nationality.++Iranic+languages&hl=en&ei=-avhTPuXKsGblgeR2_2TCg&sa=X&oi=book_result&ct=result&resnum=1&ved=0CCUQ6AEwAA#v=onepage&q&f=false

صفحه 173:

Linguistically the Persian is the chief race of Persia speaking an Iranic language… Of the estimated population of Persia, about two-thirds are true Persians or “Tajiks”.

البته این نکته باید یادآوری شود، که جمعیت ایران از آن دوران(دوران کسروی و جرج کروزون) کم و بیش نه یا ده برابر شده است و در این صدسال، مناطق شمال و خراسان و مرکز و جنوب ایران نیز آباد شدند و کم و بیش بسیاری از روستاها در فرهنگ شهرنشینی تحلیل شدند.

آمارهای امروز کم و بیش تعداد گویش‌وران زبان‌های ایرانی را هشتاد درصد جمعیت ایران میدانند.

http://azargoshnasp.net/Pasokhbehanirani/Manabepantorkshekan.htm

که کم و بیش با آمار 1890 لرد کروزون تطبیق میکند.

این نکته را باید نیز یادآوری کرد که کسروی، هرچند برای زمان خود یک پژوهشگر در تاریخ حساب میشود، ولی معلومات زبان‌شناسی و نژادشناسی و تاریخ‌نگاری ما از دوران او بسیار پیشرف کرده است. برای نمونه، زبان آذربایجان همان فهلوی-آذری بوده است و این فهلوی، جدا از زبانهای گیلان و ری و همدان و غیره نبوده است و لقب “آذری” دادن به آن، بجای “فهلوی آذری” به نظر ما نادرست است. همچنین آثارهایی از زبان خود تبریز در کتاب سفینه تبریز دیده میشود که کسروی آن را بدست نداشته است. در واقع، مارکورات آلمانی پیش از کسروی، زبان کهن آذربایجان را “فهلوی” خوانده است. آنچه کسروی انجام داد، جمع‌آوری برخی از گزارشها و نمون‌هایی از زبان فهلوی-آذری آذربایجان بود. اما علم و دانش ما امروز از آن زمان بسیار پیشرفت کرده است و هم اکنون، به نظر این نگارنده، دکتر محمد امین ریاحی بهترین مطالعات را در رابطه با زبان باستان آذربایجان و شروان و آران انجام داده است:

نزهت‌المجالس-گردآوری جمال خلیل شروانی– تحصیح و تحقیق دکتر محمد امین ریاحی (حجم پروند- پانزده مگابایت)

http://azargoshnasp.net/languages/Azari/azarimain.htm

از دیدگاه د-ن-ا نیز، آزمایشهای تازه نشانگر آنست که عموم مخزن ژنهای مردم آذربایجان قفقاز با مردم ارمنستان یکی هست:

Hum Genet. 2003 Mar;112(3):255-61. Epub 2002 Dec 14

Testing hypotheses of language replacement in the Caucasus: evidence from the Y-chromosome.
Nasidze I, Sarkisian T, Kerimov A, Stoneking M.

http://www.ncbi.nlm.nih.gov/entrez/query.fcgi?cmd=Retrieve&db=pubmed&dopt=Abstract&list_uids=12596050

 

 

بنابراین، در این مقاله نشان دادیم که چگونه پان‌ترکیستها حتی ترجمه‌ی مقاله‌ها را تحریف و تحذیف میکنند تا به نتیجه‌ی دلخواه و نادرست خود برسند.

دنباله ی این نوشته به همراه اصل ترجمه به انگلیسی و ترجمه ی پان ترک ها

16 پاسخ به تحریف کتاب «زبان ترکی در ایران» کسروی از ترجمه پروفسور ایوان سیگل

  • علی تبریز says:

    باسلام
    اگر یک زبان را به زور شمشیر میشود گسترش داد پس مغول ها چرا نتوانستند همه ایران را ترک کنند و یا چرا عراب نتوانستند ایران را عرب زبان کنند؟ اگر ما آذری ها ترک نباشیم پس هم نزاد با ترکها هستیم و با آنها قرابت داریم و این شما هستید که در آینده نه چندان دور به فاشیسمی و نزادپرستی متحم میشوید پس بدانید نمی شود در مقابل فرهنگ ها ایستاد و به طور غیر مستقیم ومستقیم به آنها توهین کرد شما در این راه شکست میخورید مطمین باشید.
    در ضمن اگه شما توانایی جواب دادن سوال من را در مورد تحمیل زبان دارید جواب تان را به من ایمیل کنید لطفا باتشکر از شما

    • admin says:

      درود بر علی

      مطابق با گفته ی شما باید نتیجه بگیریم تمام هیسپنیکهای اسپانیایی زبان آمریکای جنوبی ,اسپانیایی تبار هستند! یا مثلا مستعمرات پیشین فرانسه در آفریقا که کماکان به فرانسوی تکلم می کنند فرانسوی تبار ! در صورتی که هیچکس چنین ادعایی ندارد
      اما در مورد حمله ی اعراب اگرچه سعی ایشان بر عربزبان کردن مردمان ایران بود اما در طول دو سده ای که بر ایران حکمرانی کردند با مقاومتهای گسترده ی ایرانیان مواجه شدند و دویست سال دایما در جنگ بودیم عوامل دیگری هم در عرب زبان نشدن ایرانیان دخیل شد از جمله مثلا اینکه اعراب به زبان فارسی محتاج بودند و در ابتدا دیوانها و تشکیلات اداری را به فارسی می گرداند حتی چند دهه سکه ها را هم با همان تصاویر پادشاهان ساسانی ضرب می کردند که می توانید نمونه هایی را در حراجهای اینترنتی پیدا کنید و تا زمانی که دفترهارابه عربی برگرداندند کاملا محتاج به دستگاه بروکراسی ایرانیان بودند به هر روی اگرچه ایرانیان عربزبان نشدند و ساختار زبان فارسی ماند , اما زبان عربی تاثیرات زیادی بر زبان فارسی گذاشت که تا امروز هم باقی است و پس از دو قرن کشاکش هم ایرانیان دولتهای مستقل و یا دولتهای محلی تشکیل دادند که عملا تحت سلطه ی اعراب نبود
      اما مغولها از همان ابتدا فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی را شاید به دلیل تغییر مذهب پذیرفتند و حتی نامهای خود را تغییر دادند مثلا اولجایتو سلطان مغول به خواست خودش سلطان محمد خدا بنده شد و بر خلاف اعراب مغولهای مهاجم تکیه بر زبان یا فرهنگ مغولی نداشتند و پیرامون تبار آذریان هم با علم ژنتیک به سادگی می شود این موضوع را روشن کرد

      اینجا دو مطلب در مورد تبار آذریان هست که مطلب نخست توسط یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه ستنفورد انجام شده و می توانید اصالتش را از اینترنت تحقیق کنید

      میزان خویشاوندی تبار ایرانی با گروههای دیگر

      azarpadegan.com/?content=DetailsArticle&id=46

      متاسفانه امکان ارسال ایمیل در پاسخ کامنتها برای من مقدور نیست

    • کمال says:

      ببین علی خان ، مثل اینه که 100 سال بعد بگویند عراق خرمشهر را اشغال نکرد اگر کرده بود پس چرا کل ایران را اشغال نکرد؟؟؟؟ خوب حالا مغولها فقط پس چندین شهر شمالی ایران که در تاخت و تاز و در مسیر حرکتی نیروهای اصلی آنها( باتعداد نیروی بیشتر و لاجرم با زنبه پر زورتر) برای حمله به اروپا قرار داشت بر آمدند (تعداد نیروهای مستقر در تبریز بیشتر از نیروهای مستقر در اصفهان و یزد و جنوب ایران، تهران هم که آنروزها ده بوده و سالها بعد شهر شده و …)حالا نمیشه گفت پس چرا بقیه شهرها توانستند مقاومت کنند اما تبریز نتوانست؟ یک نفر ممکنه نتونه تو را به کاری مجبور کنه اما اگه دو تا شدند بهتر می توانند تو را مجبور به هر کاری کنند زبان که سهله. ثانیاً خودت برو یک آزمایش ژنتیک بده ببین به ایرانیها شبیه تری یا به مغولها ؟؟؟ یا نکنه جواب علم را هم قبول نداری؟؟؟؟؟؟

  • فرهيخت says:

    مسئول محترم پايگاه با درود بسيار
    احساسات ميهن دوستانه‌ي شما كه باعث مي شود به چنين كوششهايي برخيزيد مايه‌ي دلگرمي است. بيگمان شما هم به اين باور داريد كه هيچ تفاوتي ميان نژادها نيست و همه فرزندان يك پدر و مادريم. بحثهايي كه مي شود تنها براي روشن گرديدن حقايق و تاريخ است. آنهايي كه ميان نژادها فرق نمي گذارند طبيعي است كه از حقايق تاريخي نيز هراسي ندارند. برعكس آنها كه ريگي به كفش دارند درپي قلب حقايقند.
    در اينجا فرصت را مغتنم دانسته بگويم كه كتابها و گفتارهاي احمد كسروي در روزنامه پرچم را در پايگاه زير مي توانيد بيابيد :
    kasravi-ahmad.blogspot.com

  • واحد نميني says:

    اين نظريه كاملا نادرست است ايران 35مليون ترك دارد. بجاي تكرار كلمه پانتركيسم واقعيت ها را ببينيد.اگر خودتان يك سفر به قزوين و همدان و روستا هايش برويد اين واقعيتها را خواهيد ديد و اين مطالب نادرستتان را سريعا حذف خواهيد كرد.

  • عباس says:

    آقای آدمین
    اول اینکه پان ها کسانی هستند که ملت ها رو قبول ندارند .اینکه شما میگید آذری ها رو ترک کردن واقعاً خنده داره. خوب بر فرض که ما ترک شدیم پس چرا شما ترک نشدید .برفرض که ما زبونمون ترکی شد پس قوپوز و تار و کمانچه و موغام و رقص و هزاران فرهنگ آذری دیگه از کجا اومد این ها که در مغول ها نیست.حتماً میگید تار و کمانچه که مال ماست(عجب اعتماد به نفسی)بقیه رو هم از یه جایی اوردین دیگه.ها؟ضمناً اگه وقت داشتی یه نگاهی به فرهنگ عمید بنداز تا ببینی از هر 100لغت،80 تاش عربیه 1 یش ترکیه ،3 تاش فرانسس .پس شما با چه رویی میگید که زبان عربی به فارسی محتاج بود .من نمی گم فارسی لهجه است ولی هر بچه ای میدونه که اگه عربی نبود فارسی هم نبود . در آخر میخوام بگم من پانترک نیستم بلکه شما پانفارسید که من با ترک بودنم حق ندارم زبان خودم رو بنویسم و بخونم و باید یک لهجه رو بنویسم

  • تاتار-قوشاچای says:

    شنیدن کی بودماننددیدن!
    به رغم همه ی این خرده فرمایشات روشنفکرمابانه یکصدسال اخیر آزربایجانیان همچنان خویشتن را زباناوعرقا ترک ترکزاده می دانند و بس ونه موتلو تورکوم دییه نه”.

  • buy anabolic says:

    There is visibly a lot to identify about this. I assume you made some nice points in features also.

  • سعيد says:

    خدا بگم كسري را چكار نكنه!!!! بزرگترين ضربه رو مت رتكا از خودمون ميخوريم!!! كسري خيانت كرد به ترك ها همين

  • صحرا - قزوین says:

    {طنز} : ایران کلا تووورکه. ما ایرانی ها – مخصوصا ما قزوینی ها- از اول ترک بوده ایم. ببخشید توووووورک! چرا قبول نمی کنید ایرانی ها توووووووورک هستند؟ آخه چرا؟!!! عالمان و دانشمندان آذربایجان و کل ایران هم هیچ کدام سواد نداشته و ندارند وگرنه مثل من پان توووووورک میشدند. شهریار هم شعراش جعلیه!!! در عوض یک دیوان فوق توورکی داشته که صراحتا گفته که فارسی لهجه 98 از عربی شمال آفریقا است ولی کتابش گم شده. همه اینها را به تووورکی پانی توورکی گفته بوده. به هر حال کل ایران تورک بوده و هست چون حضرت آدم هم اولش تورک بوده.

  • shams says:

    دوست عزیز که زحمت کشیدی و وقت زیادی را صرف جمع آوری این اطلاعات ناب!! کردی واقعا برای من جای سوال است که به دنبال چه هدفی هستید می خواهیید اگر به قول شما مارا به زور شمشیر زبانمان را از فارسی به ترکی برگردانیده اند به زور شمشیر دوباره زبان اصلی مان را به ما برگردانید ؟
    نه دوست عزیز نه شمشیر و نه هیچ قدرت وزوری نمیتواند زبان مادری یک ملت را برگرداند اگر نمونه دیگری سراغ دارید بفرمایید تا ما هم بدانیم که به غیر از ما ترکها که به زور زبانمان را عوض کرده اند قوم یا ملت دیگری هم هست ؟ چشمانتان را باز کنید به غوطه ور شدن در کتاب هایی که نویسندگانشان هم مثل جنابعالی در توهم بوده اند سفری به شهرها وروستاهای ترک نشین بکنید واز نزدیک با فرهنگ و ادبیات آنها آشنا شوید تا بیش از این در توهم زندگی نکنید و قلمفرسایی نفرمایید.البته اگر ماموریتی به شما داده نشده باشد و جیره خوار نباشید . اگرچنین باشدما میدانیم که شما واربابانتان کجایتان میسوزد پس بهتر است به آنجایتان که میسوزد کمی آب بریزید چون چاره دیگری ندارید و این توهمات تاثیری در ملت ترک آذربایجان نداشته ونخواهد داشت.

  • bahram says:

    بردار هموطن‌،
    این روزها آنقدر از این بازی‌های تورکو فارس بدم میاد که حالت تهوع بهم دست میده وقتی‌ میبینم ما هنوز دنبال ثابت کردن دی ان‌ای و این چیزا هستیم تا ثابت کنیم کدام ایرانیتریم. شما میتوانید ثابت کنید که تمام کسانی‌ که امروز فارسی صحبت میکنند از یک نژاد خالص هستند یا نه؟ آخه همون طوریکه نژاد‌های ازربایجنیان ایران میتون تلفیقی از تورکو قفقازیو ایرانی …. باشه نژاد بقیه جاهای ایرانم تلفیقی از عرب و پارسین و مغول و …. هستش. حالا این وسعت مشکل چیه که ما باید به هم بپریم!؟ مشکل این وست اینه که عدّه‌ای خواسته یا ناخواسته میخوان زبان یک قوم رو از بین ببرن تا نفرت درونیشون فروکش بکنه. اون کسی‌ هم که اون ترجمرو تحریف کرده بسیار کار زشتی کرده و به نظر من جنایت! ما در ایران پنترکیست نداریم، خیلی‌ از دوستان اصلا اندی‌شه پنترکیسمو نمی‌دوننو وگرنه مثل نقلو نبات بکار نمیبرن. متاسفانه هرکی‌ دنبال زبان مادری و رهایی از تحقیر‌ها باشه می‌شه پان…! مردم آذربایجان از زبان ترکی‌ هیچ نفرتی ندارند و آن را دوست خواهند داشت پس بهتر است شما هم به زبان هموطنت احترام بگذاری وگرنه واکنش جالبی‌ نخواهی دید. تا ۱۰۰ ساله پیش اصلا بحث جنگ زبانها نبود طوریکه میبینیم عثمانیه شعر فارسی میگفتند و یا در زمان صفوی در ایران بزرگترین دشمن عثمانیه خود ترکان بودند ، چون جنگ جنگ مذهب بود. کاش یک ذرّه از این انرژی که برای جنگیدن با هم میذاریم به فکر احترام به فرهنگ همدیگه بودیم.

    • admin says:

      این مقاله مربوط است به جعل و تحریف یک نوشته و کامنت شما به موضوع نوشته نامربوط است. جعل و تحریف یکنوشته بد است و به اهداف ما و ترک و فارس بودن ما دخلی ندارد. با اینحال در پاسخ به مواردی که مطرح کردید هویت ملی مقوله ای مستقل از نژاد و یا به قول شما نژاد خالص است و ما هم در اینجا از هویت ملی گفتیم و نه نژاد. در گذشته اگر از این دست مشکلات نبوده از این جهت است که مقولاتی مانند هویت ملی ,دولت- ملت و ناسیونالیسیم مفاهیم دنیای مدرن است. «پان» هم در مکاتب سیاسی معنایی جز اتحاد ندارد و اتهامی نیست که به کسی نسبت داده شود این اتحاد می تواند هم در یک جامعه سازنده باشد و هم موجب ضرر و زیان. پان ترکیسم هم یک مکتب سیاسی است که پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی قدرت گرفت و از همان زمان در ایران هم هوادار و پایگاه دارد و این چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد.

  • سعيد says:

    با درود فراوان
    دوست و هم ميهني گرامي كه مي گوييد خدا احمد كسروي تبريزي راكنه،ايشان به تركها خيانت كردند!!!!!!!؟؟؟؟؟؟
    دوست گرامي پژوهش هاي گونانگون كه بر پايه دانشهاي گونانگون امروزه در باره زبان تركي و زبان تالشي و آذري باستان شده و ده ها سند انكار ناپذير ديگر از چندين سده پيش از ميلاد تا مورخين و سفر نامه نويسان چند سده گذشته، همه به استواري سخنان احمد كسروي را تاييد مي كنند.
    دوست گرامي كه گفته بودند آزمايش ژنتيك همه چيز را سرانجام مشخص ميكند بهتر بدونيد دهها آزمايش ژنتيك توسط تيمهاي روسي و ايراني و اروپايي در اين زمينه انجام شده است. شما اگر به درستي به دنبال پيروي از خرد و انديشه آگاه و راستي هستيد بايد بدانيد كه اين آزمايش ها حجت را بر همگان تمام كرده است و ايراني بودن نژاد مردم آذربايجان و پيرو آن ايراني بودن زبان باستاني آذربايجان بي گمان و حتمي است.
    شما براي نمونه مي توانيد مقاله دكتر مازيار اشرفيان بناب را كه جنبه به درستي دانشي دارد را در اينترنت مطالعه بنماييد. دوست گرامي پانتركها مانند هميشه آغاز به خرده گيري و دشوار سازي كردند ولي اين تلاشهاي ايشان هرگز كوچكترين ارزش دانشي ندارد بگونه اي كه آذربايجاني هاي گرامي ايران دوست خود به پانتركها گفتند اين آزمايش ها رو با هر فراواني كه ميخواهند در ايران انجام دهند و اگر توانستند وارون آن را اثبات كنند ولي چون ادعاهاي نا دانشي آنان هرگز در جهان دانش پذيرفتني نيست و خود آنها نيز به درستي به اين جستار آگاهي دارند هرگز نميتوانند كه با آزمايش هاي ژنتيك نژاد مردم آذربايجان را با تركان زرد پوست مغولي و منچوري و اويغوري ويكي كنند.
    هم ميهني گرامي به دليل نيست كه به ايران مي گويند سرزمين هميشه جاويد و پيرو آن به آذربايجان مي گويند سر ايران زمين. هموطنان پارس و كرد و لر وشما دوست شما هستند و نه دشمن شما دشمن كس ديگري است كه به دروغ و تبليغات رسانه اي ده ها شبكه تلويزيوني و ماهواره اي مي خواهد تاريخ را دگرگون نمايش دهد ولي غافل از اين است كه تاريخ را اسناد و مدارك خرد پذير و انديشه آگاه انسان واكاوي و پژوهش مي كند نه هياهو و غوغا گري فرياد وا مظلوماي دروغين

  • سعيد says:

    دوستان گرامي كتاب تاريخ آتروپاتكان نوشته پروفسور اقرار علي اف دانشمند آراني (آذربايجان ساختگي شوروي) مرجع بسيار خوبي براي پاسخ گويي به پانتركها مي باشد.
    پانتركها در زمان حيات ايشان هرگز ياراي رد سخنان ايشان را نداشتند و تنها كاري كه توانستند انجام دهند اين بود كه پس از در گذشت وي كتابهاي ايشان را جمع آوري كرده و به آتش كشيدند كاري كه نياكان مغول و اويغور صفت آنها با كتاب هاي ايراني و ديگر كشور ها كردند.
    ايشان با نا بخردي و كينه با خو مي انديشيدند كه با به آتش كشيدن كتاب ايشان و وارون جلوه دادن تاريخ مي توان تاريخ را دگرگون كرد.
    پروفسور اقرار علي اف همواره يكي از آرزوهاي بزرگ خود را ترجمه پارسي كتاب خويش و گسترش آن در كشور ايران ميدانست.
    اين كار بزرگ در سال 1378 توسط بنياد نيشابور و چند استاد زبان شناس در اروپا و تاجيكستان و هم ميهني آذربايجاني جناب آقاي آيدين لو انجام شد و هم اكنون اين كتاب در اين بنياد موجود ميباشد و براي علاقه مندان به درستي و راستي بدون هياهو گري، قابل فراهم كردن و خريداري مي باشد.
    ايشان در كتاب خويش دست پانتركها را براي باستاني كردن وجود تركان در آذربايجان و ادعا هاي دروغين زبان شناسي ايشان در باره زبان التصاقي سومري و وجود واژه هاي تركي در زبان سومري رو كرده است و همچنين در مورد تحريف بسيار خنده دار پانتركها در باره نام آذربايجان و تركي جلوه دادن اين نام بي گمان ايراني چندين صفحه با دانش زبان شناسي و ريشه يابي اين نام در اسناد يوناني و رومي و آشوري و ارمني و اشكانيان و ساسانيان و مورخان اسلامي چنان مشت محكمي به دهان پانتركهاي ايران ستيز زده است كه هرگز آنها نخواهند توانست دلايل ايشان را در انجمن هاي دانشي جهان رد كنند.
    ايشان تنها در رسانا هاي خود با هزار دوز كلك زبان بازي مي كنند نه زبان شناسي براي همين است كه هرگز توانايي اثبات ادعا هاي پوچ و دروغين خود را در دانشگاه هاي زبانشناسي و تاريخي ندارند.
    بنده به دوستان گرامي به ويژه هم مهيهنان آذربايجاني گرامي خواندن اين كتاب را پيشنهاد مينمايم.
    با سپاس فراوان

  • saeed says:

    دوستان گرامي آزمايش هاي ژنتيك فراواني توسط گروه هاي ايراني و روسي و اروپايي انجام شده است كه به همگان اين نكته را ثابت كرد كه از ديد دانش پيشرفته ژنتيك ترك خواندن مردم باستاني آذربايجان و پيرو آن ديرينگي زبان تركي در آذربايجان به هيچ روي پذيرفتني نيست

    يكي از اين آزمايش ها آزمايش گروه دكتر مازيار اشرفيان بناب است كه خود زاده آذربايجان است. اين آزمايش ها راه را براي پانتركهاي دروغ پرداز براي هميشه بسته است.
    بنابر عادات هميشگي پانتركها ايشان آغاز به خرده گيري از اين آزمايشها كردند. البته نياز به ياد آوري است كه استادان دانش ژنتيك و تاريخ به ايشان گفته اند كه خودشان بروند و با هر فراواني كه دوست دارند اين آزمايش ها رو از مردم فلات ايران بگيرند و نتيجه آن را مانند دكتر مازيار اشرفيان بناب در مجلات دانشي معتبر جهاني ثبت كنند.اميد واريم كه پانتركها به دكتر مازيار اشرفيان بناب مانند احمد كسروي تبريزي تهمت خيانت به تركها رو نزنند و تنها و تنها بر پايه دانش سخن بگويند.
    ايشان كه همواره از اربابان آنكارايي و باكويي خويش دستور مي گيرند نمي دانند كه اين بار پاي ارباب بزرگشان يعني تركيه هم بدجوري گير كرده است زيرا با خنده فراوان بايد بگويم بنابر آزمايش هاي ژنتيك انجام شده در تركيه توسط يك تيم اروپايي كه مندرجات آن در كتاب پانتركيسم ايران و آذربايجان نوشته محمد رضا محسني آمده است، تنها 9% مردم تركيه ژن تركان را دارند.تركيه اي ها اگر مي توانستند به نوكران پانترك خود در ايران ياري برسانند يك كاري براي خودشون مي كردند.
    پاينده باد ايران جاويد